قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4935
تاريخ الفي ( فارسى )
آنكه او قوى شود بنياد او براندازد . و چهار فوج را فرمان داد كه هر يكى را به راهى متوجه آن جانب بايد شد . اميرزاده پير محمد بن عمر شيخ و امير سليمانشاه و جمعى ديگر به جانب لرستان و خوزستان رفتند و اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه و جمعى ديگر از امرا از راه راست به بغداد روان شدند . و امير برندق با فوجى ديگر به تاخت جزيره مقرر شدند . و اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده خليل سلطان نيز به راهى ديگر كوچ كردند . و چون به وقت مراجعت صاحبقران از بغداد ، كردان در راه به اسب دزدى خاطر مبارك آن حضرت آزرده بودند ، حكم جهانمطاع شد كه چون زمستان است و تمام ايل و الوس كردان ناچار از كوه پايان آمده و كوهها را برف گرفته است ، در راه به قدر مقدور در تأديب كردان سعى نمودند و در ناحيهء دربند تاشى خاتون امرا به ايل و الوس كردان كه راه گريز ايشان به واسطهء شدت سرما و كثرت برف مسدود بود ، رسيدند . و گروه انبوه از ايشان به قتل آوردند و اموال ايشان به تاراج رفت . و هركس به كوه گريخت از شدت سرما لحظه [ اى ] ديگر معاودت نموده امان طلبيد . و خاطر شاهزادگان از آن امور بالكليه فارغ شد و از آنجا اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه عازم بغداد شدند و راهها را چنان مضبوط كردند كه به هيچوجه خبر به بغداد نمىرفت . و شب و روز به تعجيل مىرفتند ، تا آنكه چنان غافل به بغداد رسيدند كه سلطان احمد را آنقدر فرصت شد كه با پيراهن بىازار خود را به كشتى انداخت و در آن « 1 » طرف آب با پسرش ، سلطان طاهر سوار شده به طرف حله گريختند . سپاهيان را چون محقق شد كه به طرف حله گريختند ، به تعاقب رفتند . و او جسر بريده پايين آب فرات به جزيره گريخت . و اميرزاده سلطان حسين و رفيقان از راه چمچال « 2 » درآمده مندليج را غارت كردند . و امير على قلندر كه حاكم آنجا بود ، از قبل سلطان گريخته ، از شط گذشت و در كنار دجله مردم خود را جمع كرده به جنگ ايستاد . و پسر او ، جهانگير برلاس ، به حكم اميرزاده خليل سلطان از بالا آب سپاه گذشته به قفاى مخالفان درآمد و شاهزادگان از مقابل خود بر آب زده بگذشتند و آن جماعت را شكست داده غارت كردند . و اميرزاده رستم كه جهت قشلاق از شيراز به شوشتر آمده بود ، به موجب فرمان به اميرزاده پير محمد و امير سليمانشاه ملحق شده به اتفاق متوجه عباده و موصل شدند و اعراب آن طرف را تاخته بازگشتند و به شوشتر آمدند . و امير سليمانشاه داروغگان و عمال خوزستان را گرفته زر بسيار از ايشان حاصل كرد . و اميرزاده رستم به شيراز معاودت نمود . و شاهزادگان
--> ( 1 ) . ق : از آن ( 2 ) . روضة الصفا : چمچمال .